مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 4 مهر ماه سال 1389
کوچ ناهنگام ..

روزهای روشن

گام های سنگین

و دریا ..

.

محفلی برای عبادت ِ عشق

جایی ناممکن از فراز هستی

غباری راکد

روحی نا آرام ..

شاید خدا هم میدانسته تو نباشی، اینچنین

غصه هایم

تقدیر خط به خط از شراره های آفتاب میشوند

و رویایی کنار من به خواب شیرین می رسد

کوچ ناهنگامی که شرق نمیشناسد..

تورا مغرب می داند

تورا در بزم میگیرد

تویی که رفتن عادتت شد

.

با من بمان اینروزها

با من که تنها مانده ام

.

یکشنبه 17 مرداد ماه سال 1389
ترکهای قلبم شکست تو بوده

مرا بیاموز

یک کویر را چگونه دل بنامم

چگونه سنگ صبور خویش باشم

بیاموزم تا

کلمات عریانم را

ناگفته، بپوشانم،

مرا درگیر بودنت نکن

فقط بیاموز

چگونه از تو بنویسم.. یا.. چگونه فراموشت کنم ؟!
.



چهارشنبه 6 مرداد ماه سال 1389
همین طوری

کاری که میکنم اینست ! ،

هر روز درهای بسته را

به گاه ِ آمدنت خوشبین کنم

و گاهی دوستت بدارم

وقتی که نیستی

..

.

آنطرف ها کسی بخواند

مرا نجات بده

یاریم کن

و خرده فروش از پاره های روحی بگوید که عصیان دارد

که میان هواها و شهرهاست

میان ِ انسانها و تلاشها و خواهش هاشان

..

شاید تو نترسی اگر گاهی دعات بی اثر میشه

اما من میترسم

ازینکه شاید چراغ ِ خونه ی اون اجابتگر، برای سال ها خاموش شده

.

.


چهارشنبه 9 تیر ماه سال 1389
انقضا

حس نوشتن نیست

چون ابری نیست

چون بارشی نیست

،

سالها پیش وقتی بچه تر بودم، از داشته هام تو ذهنم بستر نمیساختم،

اونا رو داشتم و فقط از بودنشون لذت میبردم

ولی تو این روزگار مگر داشته ای برای آدم میمونه؟

همه چیز وهمه کس میره و میره

رفتن قسمت ِ مسافرای جاده ست..

مسافرای وحشت زده و پریشون

.

هیچکس نمیتونه حس منو انکار کنه،ولی میدونم قطعا فراموش شدنم برای خیلیا به خواست خودشون بوده

شاید بیشترین تاثیر توی زندگی رو از یه دوست میگرفتم..
دوستی که حالا نیست،
نمیدونم چرا کشنده ترین جدایی ها، جدایی  های ناگهانیه

بدون سوال، بدون جواب

دریغ از یک حرف

دریغ از یه خدانگهدار !

..

نمیدونم آدما تاریخ انقضا دارن یا رابطه هاشون

ولی میدونم خوبیهاشونو راحت تر از بدیهاشون فراموش میکنن

سریعتر

و آسوده تر!

.

کسی که سالها بود و الان نیست..،

خدا به همراهش..

خوب و پاک بود

و حتما هست و خواهد بود

غمخوارم بود، دلدارم بود، من لعنتی هیچی واسش نذاشتم

حالا نیست

دلتنگیش منو کشت

اما مهم نیست

اون خوب باشه هیچی مهم نیست.. :)

شنبه 5 تیر ماه سال 1389
رها رها رها من

ایمان آوردن به هرچیز نقطه ی پایان تحلیل و به چالش کشیدن اونه ... ذهن به بن بست آرامش میرسه و موضوع به مرداب بی حرکت تبدیل میشه !

.

.

ضعیف بودم

آنقدر که باور کردم چیزی بوده بین ما

هیچگاه این قدرت را نداشتم که بگویم دوستت دارم بی دلیل

ولی تو آنقدر خوب بودی که این را میدانستی

اما به خاطر دوری

به خاطر اینکه حتی نمیتوانستیم اشک هم را پاک کنیم

تصمیم گرفتیم بیخیال شویم

.

---

دیشب فهمیدم واقعا تنها موندم

میدونستم رفتنیه ..

از اولشم میدونستم همچین میشه

شاید فقط داشتم با خودم کلنجار میرفتم ..
اون گزینه ی مناسبی برای زندگی نبود و من هم نیازی به اون نداشتم

یا همون چیزی که بهش میگن بی نیازی در عین ِ نیاز !

.

.

دیگه اون قدرت رو پیدا کردم که از تنهایی آسیب نبینم..

حتی اشک نریختم

چون به این نتیجه رسیدم که عشق توی دیار ما معنا و مفهوم نداره

ثابت شد برام

خوشحالم

خوشحالم ازینکه کمی بزرگتر شدم ./

دوشنبه 31 خرداد ماه سال 1389
فدای آرامشت ،پرنده

پرنده بی پرنده می میرد

پرنده باش ! 

جهان بی پرنده می میرد 

جهان و چلچله هایش فدای پر زدنت ! 

نگاه توست که صد پر از پرنده میگیرد !!

.

.

_______

جهان و چلچله هایش پرنده می خواهند برای بُردن ِبازی

 برنده می خواهند برای غزال ِ غزل زخمی عشق

زخم میخواهند تا بپیچند به پای ِ طناب احساس

و از خم مستانه ی تو پر شوند و بنازند بر خدای

می بینی چقدر ساده  است؟

پرنده بی پرنده می میرد

همانطور که جهان من بی تو می میرد !

.

.



   1      2      3      >>